۱۳۹۱ شهریور ۲۷, دوشنبه

اعتراضات مدنی یا هوچیگری و آشوب؟



هادي صادقي



روز گذشته برای دومین روز کابل شاهد اعتراضات مردمی علیه ساخت فیلم توهین آمیز نسبت به حضرت محمد بود. اینبار اما، خشونت آمیز، پرهیاهو و همراه با آتش زدن ها، تخریب و درگیری. از ساعات اولیه صبح تا نیمه های دوم روز، در سمت شرق کابل (سرک پلچرخی) رفت و آمد ها و کار و بار مختل بود. سایه سنگین ترس از بروز فاجعه و ماجرای تلخ قابل پیش بینی ناشی از خشم معترضین بر مردم مستولی شده بود و برای ساعاتی مردم در نگرانی شدیدی فرو رفته بودند. هزاران مسلمان خشمگین با چوب و چماق و بعضا با تفنگ به جاده ریخته، سرک کابل – جلال آباد را مسدود کردند، بر تاسیسات بین المللی و خارجی حمله ور شدند، تانکر ها و کانتینر های حمل و نقل مربوط دولت و نیروهای خارجی به شمول تعدادی وسایط نقلیه خصوصی را آتش زدند، با پولیس درگیر شدند و بیش از پنجاه سرباز پولیس ملی به شمول فرمانده امنیه کابل را مجروح ساختند. معترضین شعار های ضد آمریکایی سر دادند و خواستار محاکمه عاملین فیلم موهن به پیامبر اسلام شدند. این سومین روز از اعتراضات سراسری در جهان علیه ساختن فیلم اهانت آمیز به حضرت محمد می باشد. قبل از این شماری از محصلین پوهنتون کابل، بدون در یافت مجوز راهپیمایی در اعتراض به ساخت فیلم موهن به حضرت محمد به جاده ها ریختند و علیه دموکراسی، آمریکا و اسرائیل شعار دادند؛ خواستار خروج نیروهای خارجی از افغانستان شده و از دولت خواست روابط دیپلماتیک خود را با ایالات متحده آمریکا قطع نماید.
اعتراض و راهپیمایی حق مسلم هرشهروند افغانستان می باشد؛ اما این امر نیازمند الزامات خاصی می باشد. برای تدویر راهپیمایی باید مجوز رسمی از وزارت امور داخله در یافت کرد، به دارایي ها و مکلیت های عامه و خصوصی و بین المللی صدمه نزنند و زندگی،  کار و آزادی دیگران را مختل نسازند. اما متاسفانه در افغانستان در کمتر تظاهراتی این معیار ها و الزامات در نظر گرفته می شوند. مردم قبل از درک درست موضوع، با احساسات به جاده ها می ریزند، شعارهای خصمانه و نفرت آمیز سر می دهند، اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز  را به خشونت و آشوب کشانده و آن را به دست آویزی برای هیاهوگران و ماجراسازان سیاسی و رسانه ای در کشور تبدیل می کنند. در این میان عده ای فرصت طلب با تبدیل کردن آن به آشوب و خشونت از حرکت مدنی مردم سوء استفاده می کنند. این حرکت ها قبل از این که بیانکننده مطالبات مدنی و سیاسی مردم باشد؛ فرصتی برای گروه ها و اشخاص فرصت طلب برای تخریب، چپاول و هوچیگری می باشد. هریک از دو راهپیمایی که در دو روز گذشته در کابل تدویر یافت، با یک حرکت مدنی سالم و هدفمند فاصله زیادی داشت. اولی مسالمت آمیز و بدون آشوب بود؛ اما شعار های آن علاوه بر اینکه خصومت آمیز و نفرت آور بود، هیچ ربطی به موضوع اعتراض نداشت. از همه مهمتر، این اعتراضات با توجه به خاستگاه و شرکت کنندگان آن، نه تنها که یک حرکت مدنی و دموکراتیک را تمثیل نکرد، بلکه به افتیضاح کشید و به جک خنده آور تبدیل شد. اول اینکه دانشجویان بدون اخذ مجوز، راهپیمایی راه ا نداختند و دوم اینکه علیه دموکراسی شعار دادند و تقاضاهای غیر عقلانی را مطرح کردند. دومی به خشونت کشیده شد و به آشوب تبدیل شد؛ ضمن اینکه فاقد شعار های منطقی نيز بود.  

۱۳۹۱ مرداد ۲۲, یکشنبه

چرا رييس مجلس سنا از پرونده فساد مالي زاخيلوال دفاع مي كند؟


هادي صادقي


در بحبوحه افشاي فساد مالي حضرت عمر زاخيلوال كه سبب جدي شدن طرح استيضاح اين وزير از سوي مجلس نمايندگان و بازگشايي پروند هاي فساد آن از سوي اداره عالي مبارزه با فساد اداري و نهادهاي عدلي و قضايي كشور گرديده است؛ روز گذشته رييس مجلس سنا در موضع گيري جالبي،‌ ضمن حمايت از آقاي زاخيلوال اتهامات وارده بروي را پروژه سياسي دانست و گفته است كه اجازه نمي دهد اداره عالي مبارزه با فساد اداري در مورد اتهامات آقاي زاخيلوال اظهار نظر كند. البته اين اظهارات در درون مجلس هيچ طنيني نداشت و اكثر اعضاي مجلس خواستار بررسي جدي در اين زمينه شدند. حال پرسش اين است كه رييس مجلس سنا چرا با جنبش شكل گرفته در مبارزه با فساد و ايجاد شفافيت مالي در حكومت مخالفت مي كند؟ و با كدام صلاحيت و قدرتي مانع از كارهاي اداره عالي مبارزه با فساد به عنوان نهاد رسمي و مسئول در اين زمينه مي گردد؟
بخشي از پرونده هاي فساد مالي اين وزير كابينه كه از سوي رسانه ها منتشر گرديده،‌ مستند مي باشد. براساس اين گزارش،‌ در پنج سال گذشته نزديك به يك و نيم ميليون دالر از منابع غیر حکومتی به حساب شخصی آقای زاخیلوال ریخته شده و بخشی از این پول ها به خارج از کشور نیز انتقال داده شده است. هرچند آقاي زاخيلوال درابتدا گفته بود كه بخشي از اين پول ها دست مزد مشاوره ها و فعاليت هاي شخصي وي در بانك جهاني مي باشد،‌ اما بانك جهاني گفته است كه اين نهاد هيچگاه پول نقد به حساب بانكي آقاي زاخيلوال نريخته است. هرچند اتهامات وارده برآقاي زاخيلوال از سوي نهادهاي عدلي و قضايي تثبيت نشده؛‌ اما آقاي زاخيلوال تاكنون نتوانسته چگونگي پول هاي واريزشده در حساب شخصي اش را توجيه منطقي نمايد. اداره عالي مبارزه با فساد اداري به عنوان نهاد ناظر،‌ مسئوليت دارد تا اتهامات و پرونده هاي فساد مالي در حكومت را بررسي كند و نتايج آن را به مردم افغانستان گزارش دهد. بنابراين بايد پرسيد كه دفاعيات آقاي مسلم يار جز حمايت از پرونده هاي فساد،‌ چه توجيهي ديگري مي تواند داشته باشد؟ آيا اتهامات وارده بر زاخيلوال و اصرار بر بازگشايي آن از سوي اداره عالي مبارزه با فساد اداري سياسي است يا دفاعيات رييس مجلس سنا از پرونده فساد مالي آقاي زاخيلوال؟  حقيقت اين است كه متاسفانه رييس مجلس سنا نيز در جال تعلقات شخصي و منطقه اي فرو رفته و بخاطر ارتباطات شخصي از آقاي زاخيلوال دفاع مي كند.
اتهام فساد مالی آقای زاخیلوال حرفی تازه نیست؛ زاخیلوال از جمله وزرایی است که نامش در لیست مقام های آغشته به فساد در حکومت افغانستان قرار داشته و پرونده های فساد مالی وی یکی از چندین پرونده ای است که تاکنون ناگشوده مانده و مدت ها است که در تاق لوی سارنوالی و اداره عالی مبارزه با فساد اداری خاک می خورد. اتهام فساد مالی آقای زاخیلوال هر از چندگاهی سر زبان ها می افتاد و دوباره خاموش و فراموش می شد؛ اما پس از تعهدات جدید آقای کرزی در مبارزه با فساد اداری به جامعه جهانی، این اتهامات به صورت جدی تر مطرح شد و از آقای زاخیلوال و شماری دیگر از مقام های حکومت به عنوان کسانی نام برده می شد که قرار است در اولین اقدام رییس جمهور کرزی در مبارزه با فساد اداری از مقام هایش عزل شوند.
در پروسه مبارزه با فساد اداری، عدم بازگشایی پرونده های مقام های بلند پایه حکومتی و ثبت نشدن دارایی های شخصی آنها، از چالش های عمده فراروی شفافیت بخشی مالی و مبارزه با فساد در حکومت افغانستان می باشد. هرچند بارها از معرفی مقام های آغشته به فساد به نهادهای عدلی و قضایی و پرونده های فساد مالی آنها سخن گفته شده است؛ اما تاکنون هیچ یک از این پرونده ها گشوده نشده و مقام های آغشته به فساد محاکمه نگردیده است. از سوی دیگر با گذشت چندین سال از آغاز پروسه ثبت دارایی های شخصی مقام های بلند پایه دولتی، هنوز این برنامه تکمیل نشده، زندگی و ثروت شخصی مقام های بلند پایه دولتی در هاله ای از ابهام قرار دارد. این امر سبب شده که اکنون نهادهای عدلی و قضایی و اداره عالی مبارزه با فساد اداری نتواند از سرمایه های بادآورده و ثروت های افسانه ای مقام های بلند پایه دولتی تحقیق کرده و کانال های نامشروع جمع شدن این پول ها را کشف نماید. ثبت دارای های شخصی مقام های بلند پایه دولتی، یکی از راه های خوب شفافیت بخشی مالی در حکومت بوده و از این طریق می توان چهره های صادق و فاسد و سرمایه های مشروع و غیرمشروع را تشخیص و از هم تفکیک نمود.
به هر حال پرونده فساد مالی آقای زاخیلوال آزمونی برای حکومت افغانستان در مبارزه با فساد اداری می باشد. این پرونده نشان خواهد داد که حکومت افغانستان تاچه اندازه در مبارزه با فساد صادق و جدی بوده و آیا جسارت بازگشایی پرونده های فساد زورمندان و مقام های بلند پایه دولتی را دارد یاخیر.

۱۳۹۱ مرداد ۳, سه‌شنبه

عامل گروگان گيري ها در مسير باميان – كابل؛‌ طالبان يا والي ميدان وردك؟!

هادي صادقي


 از چندي بدينسو راه باميان – كابل در مربوطات ولايت ميدان وردك به صورت وحشتناكي ناامن شده است. هر از چندگاهي مسافرين توسط افراد مسلح ربوده شده و پس از چندي اجساد مثله شده آنان در سرك ها و قريه ها رها مي شوند. تنها در يك هفته اخير،‌ چندين مورد اختطاف و كشتن مسافرين در منطقه جلريز و ساير ساحات مربوط به ولايت ميدان وردك روي داده است. اخيرا پنج تن از كارگران كه به طرف باميان در حركت بودند از سوي افراد مسلح ربوده شده و روز گذشته تصاوير تكاندهنده از اجساد مثله شده آنان در وبسايت ها و شبكه هاي اجتماعي انترنتي منتشر شدند. علي رغم عمليات هاي پراكنده نيروهاي امنيتي براي بازداشت گروگان گيران،‌ هنوز هم اين نيروها در منطقه حضور داشته و آزادانه به گروگان گيري،‌ كشتن و جنايت خويش ادامه مي دهند. 
تامين امنيت جان و مال شهروندان،‌ از بديهي ترين مسئوليت ها و وظايف حكومت ها مي باشد. مردم به حكومت ها راي مي دهند و با پرداخت ماليات و حمايت جاني و انساني،‌ به آن بقا و حيات مي دهد تا امنيت شان تامين و امكانات و منابع عمومي را عادلانه به عموم شهروندان،‌ بدون هيچگونه تبعيض و تمايزي تقسيم نمايند. اما اگر حكومتي نتواند اين وظايف و مسئوليت ها را برآورده سازد،‌ مشروعيت خود را از دست داده و صلاحيت اعمال اقتدار و حاكميت بر مردم را ندارند.
ناامني مسير كابل – باميان،‌ يك پديده تازه و مرموز مي باشد. آماج قرار دادن غيرنظاميان و مسافرين يك منطقه مشخص هيچگونه توجيه نظامي و جنگي نداشته و نمي توان آن را در شمار ساير حملات مسلحانه و تخريبي مخالفين مسلح دولت قرار داد. هرچند مخالفين مسلح دولت عاملان اين رويداد ها محسوب مي گردند،‌ اما تشديد بي سابقه ناامني و سكوت مرموز حكومت محلي ميدان وردك در برابر اين فجايع،‌ قابل تامل مي باشد. حكومت محلي ولايت ميدان وردك،‌ با عادي پنداري اين رويداد ها و تلقي كردن آن در شمار جنگ و گريز ها و اعمال تخريبي همه روزه ي مخالفين مسلح دولت،‌ از كنار اين رويداد ها با بي تفاوتي گذشته و از اين طريق از زير مسئوليت شانه خالي كرده و ضعف ها و ناكارآمدي خويش را توجيه نموده است. هرچند اوضاع امنيتي كشور خراب و دولت با مخالفين مسلح دولت در حال جنگ اند؛‌ اما به هيچ وجه نمي توان اين رويداد ها را با اوضاع كلي كشور و يا ضعف نيروي دفاعي و امنيتي توجيه كرد. تامين امنيت سرك ها و مسافرين،‌ يك وظيفه بديهي و ابتدايي پوليس و حكومت محلي بوده كه نياز به نيروي قوي دفاعي و امكانات پيشرفته نيست. گروه هاي مسلح كه اين مسير ها را ناامن كرده،‌ گروه هاي كوچك محلي اند و دستگيري و يا مقابله با آنان با عمليات هاي نظامي كوچك امكان پذير مي باشد. در صورت اراده جدي و صداقت حكومت محلي ولايت ميدان وردك،‌ تامين امنيت سرك و مسافرين در توان حكومت محلي اين ولايت بوده و ادامه چنين جنايت ها و فجايع،‌ هيچ
 توجيهي جز سستي و بي كفايتي مسئولين اين ولايت ندارد. بنابراين،‌ تمام اين جنايت ها بدليل سستي حكومت محلي ميدان وردك صورت پذيرفته كه براي تامين امنيت مسافرين بي اعتنايي كرده است.  




۱۳۹۱ تیر ۲۸, چهارشنبه

سفر راجا پرویز اشرف به کابل و رویکرد تازه پاکستان در قبال افغانستان








 












قرار است امروز راجا پرویز اشرف، نخست وزیر جدید پاکستان وارد کابل شده و با احزاب و ائتلاف های سیاسی، حکومت و شورای عالی صلح دیدار نماید. گفته می شود در این سفر آقای پرویز اشرف را حنا ربانی کهر وزیر امور خارجه، رحمن ملک مشاور ارشد در امور داخله، رییس عمومی آی اس آی و وزیر مشاور در امور تجارت، همراهی می کند. راجا پرویز اشرف که به تازگی نخست وزیر جدید این کشور انتخاب شده، متعلق به یکی از خانواده های مقتدر و با نفوذ در ایالت راولپندی بوده و از رهبران ارشد حزب مردم دراین ایالت می باشد. وی تاکنون چندین بار در انتخابات شرکت نموده و تا هنوز تجربه شکست در انتخابات در پرونده سیاسی خود ندارد. علاوه برآن، آقای اشرف در کابینه های پیشین در سمت های وزیر علوم و تحقیقات و وزیر آب و برق نیز کار کرده است.
براساس اطلاعات روزنامه افغانستان، قرار است آقای اشرف در این سفر خود ابتدا با احزاب سیاسی اپوزیسیون حکومت دیدار نموده و پس از آن با رییس جمهور کرزی و شورای عالی صلح ملاقات کند. براساس این گزارش ها، اقای اشرف ابتدا با احمد ضیا مسعود رییس جبهه ملی، حاجی محمد محقق و سید نورالله سادات از رهبران ارشد این جبهه ملاقات می کند؛ پس از آن با ائتلاف ملی به رهبری داکتر عبدالله عبدالله و سپس با حزب حق و عدالت دیدار خواهد کرد. گفته می شود همزمان با سفر نخست وزیر جدید پاکستان، دیوید کامرون نخست وزیر انگلستان نیز امروز وارد کابل می شود و همراه با آقای پرویز اشرف، ظهر مهمان رییس جمهور کرزی خواهند بود. گفته می شود در این مراسم به دعوت رییس جمهور کرزی شماری از مقامات دولتی، رهبران جهادی و احزاب سیاسی نیز حضور خواهند داشت، اما براساس معلومات روزنامه افغانستان جبهه ملی اعلام کرده است که از این جبهه کسی در این نشست شرکت نمی کنند.
انتخاب راجا پرویز اشرف به عنوان نخست وزیر و سفر وی به افغانستان از چند نظر قابل تامل می باشد؛ آقای اشرف در نخستین سخنرانی خود پس از انتخاب شدن به نخست وزیری پاکستان، قبل از هر موضوع دیگر ابتدا بر ضرورت صلح و تامین امنیت و ثبات در افغانستان تاکید نمود و از گروه طالبان خواست که صلاح خویش را به زمین بگذارد و به روند زندگی عادی برگردد. این اظهارات در شرایطی که غبار تیره ای بر ذهنیت های عمومی افغانستان در ارتباط با پاکستان مستولی شده بود، روزنه های تازه ای از همکاری این کشور برای تامین ثبات و امنیت در افغانستان و منطقه گشود. این امر نشان می دهد که امنیت در افغانستان و منطقه اهمیت بالاتری در منظومه فکری و سیاسی حکومت جدید پاکستان داشته و برای تامین صلح و ثبات تلاش بیشتری خواهد کرد. نکته دوم که در این سفر برجسته می باشد این است که به نظر می رسد آقای اشرف رویکرد جدید و واقعبینانه تری در قبال افغانستان روی دست گرفته است. رویکردی که برخلاف سنت پیشین، پس از این به واقعیت ها و الزامات سیاسی داخلی افغانستان در معادله قدرت توجه شده و به احزاب و گروه های سیاسی اپوزیسیون حکومت افغانستان اهمیت بیشتری بدهد. به نظر می رسد سنت سیاسی در این کشور که تمام مناسبات خود با افغانستان را صرفا از طریق حلقه های محدود تامین می کرد، تغییر کرده و احزاب و جریانات سیاسی به عنوان مولفه های انکار ناپذیر در معادله قدرت، به الزام گریز ناپذیر در رویکرد جدید پاکستان در قبال افغانستان مطرح شده است.


۱۳۹۱ تیر ۲۲, پنجشنبه

عرف "متحد اصلی" در سیاست خارجی آمریکا


هادی صادقی

اکنون افغانستان در رده پانزده کشور متحدان اصلی خارج از ناتو ایالات متحده آمریکا قرار گرفت؛ عنوانی که به خودی خود، حتی بدون در نظرداشت جلوه های عینی و برآیندهای عملی آن، هم فرصت است و هم تهدید. در نظام کنونی سیاست بین الملل، میزان تعاملات و مراودات با قدرت های بزرگ جهان، قدرت ملی کشور ها را افزایش داده و چگونگی منزلت بین المللی کشورها ارتباط مستقیم با گسترده تعاملات و همکاری های آن با قدرت های بزرگ جهان دارد. به هر میزانی که یک کشور دارای تعاملات و مراودات گسترده با قدرت های عمده جهان باشد، از فرصت مانور و چانه زنی بیشتری در سیاست بین الملل برخوردار می گردد.
این امر برای کشورهای جهان سومی که دارای اقتصاد و سیاست وابسته است از اهمیت و حساسیت بیشتری برخوردار می باشد. داشتن رابطه استراتژیک یک کشور ضعیف با قدرت های بزرگ جهان دارای مزایای زیاد می باشد. از نظر سیاسی در عرصه خارجی، منزلت بین المللی آنان را در معادلات منطقه ای بالا برده و در برابر تهدیدات و چالش های سیاسی و امنیتی منطقه مورد حمایت قرار می دهد. در عرصه داخلی نظام سیاسی این کشور ها با حمایت قدرت های بزرگ از ثبات برخوردار گردیده و در امر حکومت داری، انکشاف و تامین اقتدار و حاکمیت خویش مورد حمایت مالی و سیاسی قدرت های بزرگ قرار می گیرد.
از نظر اقتصادی و صنعتی نیز در صورت وجود پتانسیل های لازم، فرصت های اقتصادی برای کشورهای ضعیف خلق گردیده و ظرفیت ها و ذخایر معدنی آنان با حمایت تکنولوژیکی و صنعتی پارتنر های بزرگ شان مورد بهره برداری قرار می گیرد. ذخایر و ظرفیت های معدنی و طبیعی ای که این کشورها خود عاجز از بهره برداری آن می باشند، با حمایت تکنولوژیکی و اقتصادی قدرت های بزرگ که با آن ها وارد اتحاد می باشند، استخراج گردیده و بدین ترتیب کشورهای ضعیف و فرومانده در مسیر الگوی توسعه برون زا یا وابسته وارد می شوند.
ایالات متحده آمریکا به عنوان بزرگترین قدرت سه بعدی جهان از بیشترین تعاملات و مراودات بین المللی برخوردار می باشد. این کشور در چندین ائتلاف سیاسی و نظامی شامل بوده و با کشورهای مختلف جهان دارای روابط استراتژیک می باشد. از جمله پانزده کشور در نقاط مختلف جهان، لقب متحدان اصلی این کشور در خارج از ناتو را دارا بوده و با آن ها دارای سطح بلند همکاری های اقتصادی، سیاسی و نظامی می باشند. دقیقا همین روابط و همکاری ها، ایالات متحده را در حفظ نظام تک قطبی جهان و موقعیت این کشور در راس هرم نظام سیاست جهانی کمک می کند.
هریک از این کشور ها بدلایل موقعیت استراتژیک شان در جیوپولیتیک منطقه، یا جایگاه اقتصادی و موقعیت مهم آنان در مسیر انتقال انرژی و یاهم بخاطر وجود پایگاه های نظامی ایالات متحده و موقعیت حساس آن ها در رقابت های سیاسی و نظامی در سیاست بین الملل انتخاب می گردد. بدین ترتیب هریک از این کشورها که ایالات متحده با آن ها وارد همکاری های استراتژیک و یا اتحاد و ائتلاف می باشند، برای این کشور از اهمیت فوق العاده برخوردار بوده و برای حفظ وضع موجود ناگزیر از اتحاد و همکاری با آنها می باشند.


۱۳۹۱ تیر ۱۴, چهارشنبه

مناسبات آمریکا و پاکستان به حالت عادی بر می گردد


هادی صادقی


پس از هشت ماه انسداد مسیر تدارکاتی ناتو از خاک پاکستان؛ روز گذشته آمریکا رسما از پاکستان بخاطر کشته شدن بیست و چهار سرباز پاکستانی از سوی نیروهای آمریکایی معذرت خواست و پاکستان نیز اعلان کرد که مسیر تدارکاتی ناتو از خاک پاکستان را بروی آمریکا باز خواهد کرد. هشت ماه پیش، در پی حمله هیکوپتر های نظامی آمریکا در مرز افغانستان و پاکستان، بیست و چهار سرباز مرزی پاکستان کشته شد؛ این واقعه، کشیدگی جدی را در مناسبات سیاسی دو متحد مبارزه با تروریسم در منطقه خلق کرد. حکومت پاکستان در اعتراض به این رویداد پایگاه نظامی شمسی که در اختیار سربازان آمریکایی قرار داشت را بست و مسیر تدارکاتی ناتو از خاک پاکستان را مسدود نمود.
اینک با آغاز زمانبندی خروج نیروهای خارجی از افغانستان، یافتن مسیرتدارکاتی امن و اقتصادی برای این ائتلاف اولویت کاری و سیاسی درجه اول پیداکرده است. مسیر پاکستان، نزدیک ترین و از نظر اقتصادی به صرفه ترین مسیرممکن برای انتقال تدارکات ناتو از افغانستان می باشد. پیش از این پاکستان، برای عبور هر موتر تدارکاتی 5000 هزار دالر آمریکایی طلب کرده بود؛ مقامات آمریکا و ناتو به این دلیل رایزنی های گسترده ای را با کشورهای آسیای میانه برای پیداکردن بدیل پاکستان آغاز کرده که به نتیجه های قابل توجه نیز دست یافته بودند. اینک توافق دوباره پاکستان برای انتقال تدارکات ناتو، مساله مهم آمریکا و ناتو را حل کرده است؛ مساله ای که ممکن بود هزینه اقتصادی چندین برابر مسیر پاکستان را روی دوش امریکا و ناتو می گذاشت و گذشته از آن، آمریکا مجبور می شد به خاطر آن در حیات خلوت روسیه پاگذاشته و رقابت پرهزینه ای را آغاز کند که جز یک مجبوریت تاکتیکی زود گذر، دیگر هیچ سود سیاسی و استراتژیک برای این کشور نداشت.
از زمان تاسیس پاکستان و برقراری مناسبات دوستانه، مناسبات این دوکشور فراز و فرود های زیادی داشته، اما هیچگاهی ماهیت دوستانه و همکارانه این دو کشور از بین نرفته است. پاکستان از زمان تاسیس خود تاکنون، همیشه برای آمریکا از اهمیت استراتژیکی برخوردار بوده و در هریک از دو وضعیت "جنگ سرد"  و "ظهور تروریسم" به عنوان وضعیت های تعیین کننده بر سیاست خارجی و امنیتی آمریکا، تضمین کننده امنیت و پیروزی امریکا بوده است.
اهمیت استراتژیک پاکستان برای آمریکا که در پی خروج نیروهای شوروی از افغانستان و پایان جنگ سرد تنزیل یافته بود، با شروع جنگ آمریکا علیه طالبان در افغانستان دوباره احیا و پاکستان بار دیگر به متحد استراتژیک آمریکا در منطقه تبدیل گردید.
طی چندسال اخیر نیز مناسبات این دو کشور فراز و نشیب زیادی تجربه کرده است. سال گذشته در پی حمله کماندوهای آمریکا برای کشتن اسامه بن لادن درابیت آباد پاکستان، مناسبات دو کشور به شدت تیره شد و پایگاه شمسی و مسیر تدارکاتی ناتو برای مدتی بسته گردید. هرچند در آن زمان برخی ها شکستن حلقه اتحاد دو کشور را اعلام کرد؛ اما پاکستان همچنان متحد آمریکا باقی ماند و کمک های فراوان از این کشور در یافت کرد. بار دیگر در پی کشته شدن سربازان پاکستان توسط سربازان آمریکایی، مناسبات دو کشور برای چندمین بار تیره شد و مسیر تدارکاتی ناتو از این کشور برای بیش از هشت ماه مسدود ماند؛ اما اینک دوباره این مسیر باز و مناسبات دو کشور به حالت عادی بر می گردد.